دل نوشته های دوعاشق

 

شده بعضي وقتا يهو ديگه دوستش نداشته باشي؟

 


به خودت مي گي اصلاً واسه چي دوستش دارم؟


مگه کيه؟


مگه واسم چيکار کرده؟

 

مگه چي داره که از همه بهتر باشه؟


... ... اصلاً من که خيلي از اون بهترم....


بعد به خودت مي خندي که اصلاً واسه چي اينقدر خودتو اذيت کردي؟


يهو، يه چيزي يادت مياد....


يه چيز ِ خيلي کوچيک....


يه خاطره....


يه حرف....


يه لبخند....


يه نگاه....


و بعد....


همين....


همين کافيه تا به خودت بياي و مطمئن بشي که

.

.

.

.نمي تــــــــــوني فراموشــــــش کني


نوشته شده در سه‌شنبه 22 اسفند 1391| ساعت 12:00| توسط tow_lovers| ارسال نظر(0) |


قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران